در جنگ ۱۲ روزه مستندسازان تلاش کردند با وجود بحران و دشواری حضور در صحنه و ثبت واقعیت، در شهر باشند و وضعیت مردم، نیروهای امدادی، نیروهای مسلح، روحیه مردم و ... را ثبت کنند.
حوزه هنری، شهرداری، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و سازمان اوج، از جمله مراکزی بودند که کوشیدند ماجرای جنگ ۱۲ روزه را از دوربین مستندسازان ایران ثبت کنند.
مرکز گسترش، در این بین تولیدات متنوع و متکثری دارد، مستندهای کوتاه و بلندی که توسط طیفهای مختلف فیلمسازان ساخته شده و در نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» روی پرده رفت. ویژگی مهم این مستندها علاوه بر ثبت سندی، تنوع دیدگاه و موضوعهایی است که فیلمسازان به آن پرداختهاند، به عنوان نمونه فرهاد ورهرام در مستند «در قلمرو آرش» مجسمه آرش و شعر آرش را دستمایه قرار داده و به تاریخ ایران اشاره کرده و میهن پرستی تا پای جان را خصیصه ذاتی ایرانیان دانسته است. مهدی باقری در مستند «پشت چراغ قرمز» به موشک باران میدان تجریش اشاره کرده و از قربانیان بیگناهی گفته که در طول تاریخ، جانشان را در تهاجم دشمن از دست دادهاند.
علی همراز در «نجوای چیزها»، به آنچه از بمباران و موشک باران اسرائیل باقی مانده پرداخته، به خانهها، گوشوارهها، عکسهای یادگاری و خاطراتی که تجاوز اسرائیل نابود و ویران کرده است.
«راش» ساخته نیما مهدیان گزارشی مفصل از تجاوز اسرائیل، حجم ویرانی، زندگی مردم و امیدی است که در روزهای سخت میتوان نورش را در قلب ایرانیان دید.
حدیث جان بزرگی در «کوه راستین» و معصومه کیانی در «سکانس آخر» به وضعیت کودکان در جنگ اشاره دارند. کیانی، موسیقی و هنر را راه رسیدن به آرامش میداند و جان بزرگی، معتقد است در دل بحران باید با کودکان همراهی و همدردی کرد.
سارا طالبیان در «برای کیان» زندگی یک کودک خردسال را که قربانی موشکباران اسرائیل شده روایت کرده است. فیلم طالبیان علاوه بر ثبت لحظههای غمبار زندگی کیان چهار ساله، این فرضیه نادرست را که آمریکا و اسرائیل به مردم عادی، حمله نمیکنند به کل رد میکند.
از میان آثاری که غیر از مرکز گسترش تولید شده، «کد ۷۰۰» تاثیرگذار و تماشایی است. مینا قاسمی زواره در این مستند به جستجو و انتظار یک خانواده برای یافتن پیکر فرزند شهیدشان پرداخته، دوربین این کارگردان در شهر، معراج شهدا و هر خانه دنبال ثبت واقعیت جنگ و تاثیر آن بر یک خانواده ساده معمولی است.
تماشای این مستندها، در این روزهای حساس به یادمان می آورد که جنگ، مقاومت و حادثهها پایان میگیرند اما هیچ سندی به اندازه تصویر، گویای حقیقتی نیست که ظلم و تجاوز و بیعدالتی بر یک سرزمین و مردمش روا میدارد.
سیدمرتضی آوینی در «روایت فتح»، کوشید ثبت کننده فرهنگ و روحیه رزمندگان و عمق باور و ایمانشان باشد. حالا روایت فتح نه یک نام که گنجینهای از یادبودها و حماسههاست. امروز هم مستندسازان باید در خط مقدم باشند و به آیندگان بگویند که این روزهای دشوار چگونه سپری شد و پیروز این میدان پرخون، مردم ایران هستند.
منبع: مهر